خرید بک لینک
I am really exhausted now...
از صبح ساعت 7 که از خونه آمدم بیرون ،هنوز نرسیدم خونه ...
حس میکنم ساق پاهام الان خورد میشه،سردمه، واقعا واقعا واقعا خسته ام...
از فردا کارآموزی ارتوپدی شروع میشه ...

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

تقریبا نیم ساعته رسیدم خونه و الان دارم واسه شما مینویسم خب...واسه ی دو پست قبل از قابلیت پست پیامکی بیان استفاده کردم چون اون لحظه ها اینترنت دم دستم نبود و میخواستم حتما ثبت بشن صبح بعد از کلاس آشنایی با قرآن، برگشتم دانشکده ،قرار بود مطالب اون

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

شخص مورد نظر در راه بیمارستان دیده شد و من مطمئن شدم که نمرده :/
آخه عجیبه که یه آدم زنده باشه و این همه مدت نبینیش :/

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

دیروز روز تولد "ب" بوده

دلم میخواد بدونم اون 3،4،5،... تا دوست دختراش چه جوری سورپرایزش کردن ...

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

اولین بارون پاییزی شهرمونه
دارم از دانشگاه برمیگردم خونه ، خیلی ذوق زده ام :)))

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

امروز یکی از دوس دختر های "ب" رو تو دانشگاه بهم نشون دادن،واقعا موندم "ب" چه فکری کرده اونو انتخاب کرده ، اون که حرف از سادگی و متانت میزد ... دختره موهاش رنگ و مش ،دماغ عملی،لب پروتز ، قد 150 :/ ،بعد از این دخترایی که یک کلمه بهش بگی جد و آبادت رو میاره جلو چشمت :/
جالبه ؛ "ب" بهم میگفت آرامشت رو دوس دارم :|
1 لیوان اسید نفت لطفا.

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

همانا کارآموزی لانگ را فرستادیم تا شما را به عذابی سخت گرفتار آریم
صبح یکی از بیمارستانها کارآموزی گوارش بودیم _چقدر هم پربار بود :| ، با اون استاد داغونش_ الانم یه بیمارستان دیگه کارآموزی ارتوپدی، سر کلاس کنفرانس شکستگی ها
هعیییی خسته ام. ...

برچسب: کارآموزی, نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

خیلی هفته ی پر کاری بود با درسهای زیادی که جمع شدن رو هم و کارآموزی های 2 شیفت... از بخش ارتوپدی بگم براتون : خیلی کاراش زیاده خیلی هم جون میخواد و البته دل هم میخواد :( من حتی بعضی از گرافی های شکستگی ها رو هم که میدیدم دردم میگرفت :( ی پسر/مرد

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

نیدل شدم
میترسم
میخواستم برم کنترل عفونت، کسی نبود
دعا کنید هیچیم نشه ...
خواهش میکنم، فقط دعا...

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

رفتم مرکز کنترل عفونت بیمارستان
پیش یکی از سوپروایزر ها یه فرم پر کردم و با بخش هماهنگ شد که از اون آدمی که باهاش نیدل شدم خون بگیرن بفرستن واسه آزمایش هپاتیت و ایدز... و بعد اگه اون مشکلی داشت من پیگیر بشم واسه آزمایش ....
دارم میمیرم از استرس ...

برچسب: نویسنده: لیلا اسدی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 4:46

صفحه بندی